تبليغاتX
ترجمان

( قابل توجه دوستان عزيزي كه اين نوشته را مشاهده مي‌كنند؛ من مشغول نوشتن پايان‌نامه ارشد خود با محوريت سرمايه اجتماعي و توسعه روستايي با تاكيد بر روي درياني‌هاي تهران هستم، در اين راستا از دوستاني كه نظرات سازنده و يا اطلاعاتي در مورد درياني‌هاي تهران دارند استقبال مي كنم. rostamalizadeh@yahoo.com  )

شايد خيلي‌ها اسم دريان را شنيده باشند و يا اين اسم برايشان آشنا باشد. نگاهي كوچك به اسم سوپر ماركت‌هاي دونبش، مغازه‌هاي عمده‌فروشي بازار، شركت‌هاي تجاري، كارخانه‌هاي مواد غذايي و ...، اين اسم را در برابرديدگانشان قرار مي‌دهد. از همه مهمتر محله دريان‌نو به همراه محلات شهرآرا ، پاتريس لومومبو، ستارخان و محلات مجاور اين نام را برايشان آشنا كند.

 بنیادگذار محله دریان‌نو حاج مهدی ابراهیمی دریانی است. وی اصلاً از دهکده دریان در استان آذربایجان شرقی بود. وی در تهران آبادگری زیادی کرد و بنیاد محله‌های شهرآرا، دریان‌نو و مناطق پیرامون خیابان ستارخان را گذاشت. دریان‌نو به نام زادگاهش نامیده شده و شهرآرا نام شرکتی بود که او تأسیس کرد( به نقل از دانشنامه آزاد ويكي‌پديا).

دريان

دريان روستايي در نزديكي شبستر و در استان آذربايجان شرقي مي‌باشد. این روستا دارای 691 خانوار  و با جمعیت ثابت 2220 نفر و جمعیت شناور 10 هزار نفر[1] می‌باشد که در 25 کیلومتری شبستر مرکز شهرستان می‌باشد. این روستا کوهپایه‌ای و ییلاقی بوده و دارای باغات زیادی است.روستاييدر كوهپايه‌هاي سبز ميشو، با مردماني سخت‌كوش و خلاق .

***

نسل اول درياني‌ها از دهه‌هاي 20 و 30 به تهران آمدند و توانستند به عنوان نقطه تمركز اقتصاد و تجارت ايران را به دست بگيرند. درياني‌ها داراي اتحاد و همبستگي عجيبي هستند نوعي پدرسالاري كاريزماتيك و خانواده اي گسترده و متحد كه انحصار بخشي از اقتصاد را در اختيار دارند[2]. كه اين قضيه بيشتر از زمان حاج مهدي درياني شروع شدكه باعث رسيدگي به وضعيت درياني‌ها شده و براي بيشتر آنها مسكن و فعاليتي فراهم آورد.

در حال حاضر  در مجموع تعداد 400 سوپر ماركت رسمي در سطح تهران فعاليت مي كنند كه از اين تعداد حدود 50-40 واحد آن توسط درياني ها اداره مي شود[3]. همچنين صنعت چاي از ديگر صنايعي است كه در اختيار درياني‌ها قرار دارد..

ادامه دارد...


[1] - این روستا به علت داشتن مهاجرین زیاد در بیرون از روستا ومخصوصاٌ در تهران و تبریز و ساخت‌وسازهای وسیعی که این مهاجرین در روستا برای خود دست زده‌اند، همیشه قسمتی از مهاجرین در طول سال در روستا بسر می‌برند.

[2] - روزنامه همشهري، صفحه جهانشهر،يكشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۸۳ - سال دوازدهم -شماره - ۳۳۵۴  

[3] - روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 959 27/2/85 > صفحه 24 (بازارچه)

+ نوشته شده توسط ولی اله رستمعلی زاده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:7 |

توریسم و توریسم روستایی

جهان ما پوشیده از زیبایی‌های نامشهودی است که یکی از آنها ، زیبایی پنهان و مسحور کننده متنوعی است که پیرامون ما وجود دارد . تنوعی که علاوه بر جنبه زیبایی چشمگیر‌ دارای جنبه کارکردی نیز هست . همین جنبه کارکردی متنوع است که به مثابه ثروت هر شهر و روستا ، زمینه ساز اصلی پایداری اجتماعی زیست محیطی ،به‌شمار می‌رود . و ما را قادر می‌سازد تا ژرفای ‌جهان و طبیعت را درک کنیم و رازهای مقدس طبیعت بر ما آشکار شوند و بدین ترتیب به درک تازه‌ای از هویت خود برسیم .

جنبه کارکردی زیبایی‌های طبیعی و همچنین میراث ماندگار تاریخی در دهه‌های اخیر در تولید ثروت و درآمد و با اسم توریسم جایگاه ممتازی در اقتصاد جهانی یافته است. صنعت توریسم در دهه‌های اخیر به شکل گسترده‌ای در حال رشد است بطوری که تبدیل به نخستین صنعت پردرآمد دنیا گشته است و هنوز  نیز با افزایش شدیدی در روند گردشگری مواجه هستیم. رشد گسترده این صنعت همانند صنایع دیگر در اختیار کشورهای صنعتی اروپایی و آمریکا می‌باشد.

«تقریبا 50 درصد از درآمد 400 میلیارد دلاری صنعت توریسم در جهان را تنها 5 کشور اروپایی و آمریکایی بهره می‌برندکشور‌هایی مانند آمریکا، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، انگلیس و آلمان در صدر کشورهایی هستند که توانسته‌اند بیشترین سهم را از آن خود کنند. در این میان فرانسه با جذب سالانه 76 میلیون نفر در مقام نخست و آمریکا با گردشگرانی در حدود 60 میلیون نفر گردشگر درمقام دوم و کشورهای ایتالیا، انگلیس و المان نیز در مقام‌های بعدی قرار دارند»(

این صنعت نوپا با وجود رشد شتابنده خود در کشورهای یاد شده و حتی کشورهای دیگر اما در ایران با وجود میراث‌های گرانبها و بزرگ تاریخی، وجود طبیعت بکر و متنوع و همچنین وجود  روستاهای بیشمار و طبیعت‌های روستایی سهم نا چیزی در این صنعت را داراست.به گونه‌ای که  سهم ایران در گردشگران ورودی کمتر از 5/1 میلیون نفر و سهم این بخش در درآمدهای صنعتی 4 دهم درصد می‌باشد. توجه به توریسم، و توریسم روستایی در ایران می‌تواند سهم این بخش را در اقتصاد ملی افزایش دهد و همچنین باعث رونق وتوسعه روستاها محیط‌های روستایی شود.

از انواع مهم و در حال رشد توریسم، توریسمی است که مربوط به روستا و مناطق روستایی می‌باشد. توریسم وابسته به روستا در کشورهایی که دارای صنعت توریسم رشد یافته‌ای هستند به شدت در حال گسترش و رشد می‌باشد کشورهایی نظیر آمریکا، اطریش و ... از زمره این کشورها می‌باشند. این انواع توریسم مربوط به روستا و محیط روستایی و طبیعی نقش مهمی در توسعه پایدار روستایی دارند. چرا که توسعه پايدار روستايي عبارتست از وحدت ميان ابعاداجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و زيست محيطي به منظور بالا بردن سطح معيشت و رفاه مردم روستايي است. در توسعه پايدار روستايي توجه به عوامل زيست محيطي از اهميت بسياري بر خوردار مي باشد.

کانون توجه اکوتوریسم، توریسم زراعی، توریسم روستایی و ... به طبیعت و تنوع زیست محیطی روستا و استواری برپایه محیط و تولیدات روستایی است. این نوع توریسم باعث رونق همه جانبه روستا است چرا که در زمینه توسعه کالبدی روستا و زیرساختها، ایجاد زیر ساختها و مکان‌های اقامتی، تفریحی و ...  در محیط‌های روستایی برای گردشگران، در نهایت به نفع خود مردم روستایی است. همچنین به رونق اقتصادی و تنوع کسب و کار در روستا افزوده و درآمد روستاییان را افزایش می‌دهد. بدلیل برخوردهای فرهنگی و اجتماعی با گردشگران باعث رشد اجتماعی و فرهنگی مردم روستا می‌شود. و به دلیل ایجاد مشاغل جدید و افزایش درآمد از مهاجرت‌های روستایی جلوگیری می‌کند.

توریسم روستایی، اکوتوریسم و توریسم زراعی به دلیل در هم تنیدگی با تنوع زیست محیطی و طبیعت و همچنین بستگی به محیط‌های زیبای روستایی که بدور از محیط‌های پرتنش شهری می‌باشد در درون خود توجه و لذت بردن از طبیعت و مناطق بکر خارج از محیط شهری را دارد. حفظ محیط زیست و گردش مسئولانه در طبیعت در ذات این نوع توریسم نهفته است.

این انواع توریسم كه با هدف ديدن و بهره مندن شدن از طبيعت، زيبايي ها وديگر جاذبه هاي روستا انجام مي گيرد مي‌تواند به عنوان يك ابزاري براي توسعه روستايي در روستاهاي هدف گردشگري مورد استفاده قرار گيرد به شرط اينكه از روي برنامه ريزي و مشاركت مردم و مدنظر قرار دادن اثرات مثبت و منفي آن و در نظر گرفتن جوانب ديگر كار باشد؛ چون رابطه توريسم با كشاورزي يك رابطه متقابل و دو سويه است يعني اعتبار فقط به فعاليتهاي توريستي داده نشود بلكه درآن كمك هاي حمايتي نيز از کشاورزی بعمل آورده شود . همچنين در رابطه با فرهنگ روستا ؛ ورود توريسم به روستا باعث بعضی از اختلالات فرهنگی می‌شود و باعث جایگزینی فرهنگ شهری در محیط روستایی که تناسب کاملی با آن ندارد می‌شود.

درنهایت همه این موارد نشان دهنده یک رابطه‌ قوی بین توریسم روستایی با توسعه پایدار است. یعنی یکی از راهکارهای اساسی برای توسعه مناطق روستایی توجه به اکوتوریسم و توریسم زراعی است تا محیط‌های روستایی را انزوا و مهجوریت خارج نموده و توسعه‌ای متوازن در کشور داشته باشیم.

 

+ نوشته شده توسط ولی اله رستمعلی زاده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 9:50 |

سرمایه اجتماعی یکی از انواع مهم سرمایه در دهه های اخیر شناخته شده است . وجود اين سرمايه بدنبال خود سرمایه های مادی، مالی و ... و در نهايت توسعه اجتماعی، اقتصادی،فرهنگی و سیاسی بدنبال خواهد داشت. سرمایه اجتماعی با توجه به اينكه موضوعي جديد مي‏باشد ولي توجه بسياري از صاحب‏نظران و علماي علوم اجتماعی،‎ْ‏ٌٌٌ‏ُ‎توسعه و توسعه روستايي را در دهه‌هاي اخير  به خود معطوف داشته است.

علمای علوم اجتماعی و توسعه بخصوص توسعه روستایی در فرایند توسعه جوامع نقش بسیار بالایی را برای سرمایه اجتماعی قائل می باشند چرا که وجود مولفه های سرمایه اجتماعی در جامعه ای از قبیل مشارکت، آگاهی، انسجام، اعتماد، شبکه اجتماعی و... نه تنها اینکه توسعه را بدنبال دارد بلکه وجود این مولفه ها خود عین توسعه است. 

براي نمونه بد نيست نگاهي به يكي از روستاهاي آذربايجانشرقي بيندازيم.

روستای دریان در نزدیکی شهر شبستر در آذربايجان  شرقي  یکی از نمونه روستاهايي  می باشد که دارای امکانات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عمرانی بسیاری می باشد. این روستا 2200نفر جمعیت داشته و با وجود این جمعیت اندک کارهای بسیار بزرگی در این روستا انجام شده است. این روستا دارای امکاناتی از قبیل آب، برق، گاز خانگی، تلفن و همچنین دارای امکاناتی از قبیل  بانک، صندوق قرض الحسنه، محل نگهداری کودکان بی سرپرست، کتابخانه عمومی، شهرداری خود گردان، سالن ورزشی، جدول کشی خیابان ها، جدایی محل نگهداری دام از محل مسکونی، یک شکل کردن نمای ساختمانها و دیوارهای خانه ها و خیلی موارد دیگر که نشان از یک جهش در این روستا می باشد.

همچنین در این روستا چندین کارخانه و کارکاه احداث شده و یا در حال احداث است که سهام این کارخانجات به مردم روستا واگذار شده است یعنی این کارخانه های احداث شده توسط سرمایه گذار ها برای نفع شخصی نبوده و جنبه کار آفرینی و اجتماعی داشته است.

از دیگر کارهای قابل توجهی که در این روستا انجام شده است طرح احیای قنوات این روستا بوده است که در این کار تمامی ده قنات این روستا پس از تعمیر با لوله هایی به همدیگر وصل شده و مهچنین آب قنات ها توسط هشت ایستگاه پمپاژ به بالا دست انتقال داده شده و در بالا دست که کوهپایه می باشد چندین استخر برای ذخیره آب ایجاد شده و در کنار آن طرح کشت و صنعت بادام دیر گل در مساحتی به اندازه 400 هکتار ایجاد شده است و در کنار این کشت و صنعت دو تا سد خاکی زده شده است.

نکته قابل توجه در همه اینها استفاده از سرمایه مردمی است یعنی همه این کارهای عنوان شده توسط خود مردم و با سرمایه مردمی انجام شده است.

دلايل اين توسعه چيست؟ آيا همه جا وضع بدين گونه است؟ آيا وجود مولفه‌هاي اجتماعي دليل اين مصداق‌ها مي‌باشد و يا دلايل ديگري در جريان است؟ و يا اينكه مديريت روستايي با بهره گيري از مولفه‌هاي اجتماعي تاثير گذار بر توسعه مانند مشاركت، سرمايه اجتماعي، همبستگي اجتماعي، نقش رهبران محلي و يا موارد ديگر بهره جسته است؟

در شرایطی که سرمایه اجتماعی در جامعه‌ای وجود نداشته باشد یعنی توانایی‌های استفاده جمعی و توام با همکاری از منابع برای وظایف عمومی وجود نداشته باشد، بعید است که تنها تامین سرمایه مالی و افزایش سرمایه انسانی( از طریق آموزش) بتواند به نتایج مثبتی همچون رشد اقتصادی و کاهش فقر، یا مشارکت بیش‌تر و پاسخگویی نهادهای عمومی منجر شود( تاجبخش1385، 11-10).1

یعنی در پاسخ به این سوالات می‌توان گفت که مولفه های اجتماعی در این موارد دارای تاثیر فراوان می باشند چرا که بیشتر این طرح ها با استفاده از سرمایه اجتماعی مردم این روستا به نتیجه رسیده اند. مشارکت، اعتماد، اگاهی و شبکه اجتماعی در بین این روستا بسیار قوی بوده و طرح های توسعه ای نیز نه برای نفع شخصی تک تک افراد بلکه برای سود و استفاده همگانی ایجاد شده اند.

وجود تشکل های مردمی، وجود شبکه های قدرتمند اقتصادی در تهران، اعتماد درون گروهی بالا، مشارکت و اگاهی نسبت به توسعه موطن خویش از دلایلی که تا ثیر گذار بوده اند.

پاتنام از صاحبنظران بزرگ سرمایه اجتماعی سطوح توسعه یافتگی در شمال و جنوب ایتالیا را مربوط به وجود مقادیر متفاوت سرمایه اجتماعی در این دو منطقه می‌داند. پس توجه به سرمايه اجتماعي در دهه هاي اخير براي توسعه ملي و محلي در ايران الزامي است.

1 - تاجبخش، کيان، 1384، «سرمايه اجتماعي، اعتماد، دموکراسي و توسعه»، نشر شيرازه

+ نوشته شده توسط ولی اله رستمعلی زاده در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 13:19 |

نظریات انسان محور توسعه

مرز ميان پارادايم جديد و قديم توسعه‏‏ جايگزيني محوريت انسان در توسعه به جاي محوريت فن آوري در طي دهه هاي گذشته است.چرا كه بدون شك براي رسيدن به توسعه انسان محور شرايطي لازم است.

برای تحقق یافتن اهداف توسعه اقتصادی، انسانهایی مورد نیازند که ذهن و  نگرش آنها  متحول شده باشد ، اگر قرار است پایه های علمی و فنی تولید ، امروزین شوند ، آدمهایی که قرار است این کار را محقق کنند ، باید از وضعیت کنونی خود متحول شوند و ذهنیت مناسب داشته باشند.(عظیمی،1384، 177 ) . آموزش نیروی انسانی به دلیل آنکه ممکن است در اجتماعی تر شدن روابط افراد موٌثر باشد بسیار مورد توجه است، بطوریکه تفکر در مورد نحوه استفاده از نیروی انسانی برای پیشبرد توسعه  در سالهای اخیر به نحو چشم گیری دگرگون شده است. (گیلیس و... ،1385، 378 )، از  مطرح ترین حوزه های نظری در  این دیدگاه توسعه ،حوزه نظریه های نوسازی روانی است، نظریه پردازان این حوزه واحد تحلیل و مطالعه خود را در سطوح میانی و عمدتاٌ فردی قرار داده اند. به عبارتی واحد تحلیل آنها نظام های شخصیتی افراد در جوامع سنتی و مدرن است. نظریه پردازان این حوزه نقطه شروع نوسازی را در نوسازی انسان و نظام شخصیتی او می بینند و معتقدند که با تحقق نو سازی و نو شدن انسان سایر جنبه های نوسازی یعنی نوسازی اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و فرهنگی ظهور پیدا می کند. ایشان متمرکز بر کنش ها و رفتار های فردی و بین فردی در سطوح خرد و میانی هستند .(ازکیا،1381، 107). در این حوزه میتوان از صاحبنظرانی چون دلنیل لرنر ،اینکلس واسمیت، مک کله لند ، هیگن وراجرز نام برد.

تمامی این صاحبنظران بر نقش  غیر قابل انکار فرد و آگاهی فردی در فرایند توسعه اذعان و از ایجاد آگاهی و آماده سازی افراد برای پذیرش فرایند توسعه  به عنوان اصلی ترین عامل توسعه یاد می کنند. از جمله لرنر معتقد است یکی از مهمترین عناصر و متغیر هایی که در ظهور تحرک ذهنی و آمادگی روا نی انسان ها برای نو شدن موثر است  بسط و گسترش رسانه های جمعی است.

اینکلس می گوید:«خصوصیت بر جسته انسان نو دو جنبه دارد ،  یکی داخلی و دیگری خارجی ،یکی به محیط وی مربوط می شود و دیگری به وجهه نظر ها  و  ارزشها احساسات او »(مایرون، 1354، 119)     وی در ادامه در کنار عواملی چون آموزش و پرورش، و... از وسایل ارتباط جمعی به عنوان یکی از پر اهمیت ترین معیار ها در ساخت انسان مدرن نام می برد. همچنین مک کله لند که دیدگاهش در ادبیات توسعه و نوسازی کراراٌ مورد استفاده قرار گرفته است از عاملی با عنوان نیاز به موفقیت[1] یاد می کند  که به کیفیت انجام کارها توسط افراد مختلف اشاره دارد. هیگن هم با اشاره به ویژگی های فردی سعی در تبیین توسعه نیافتگی دارد.

منابع

1 - ازکیا، مصطفی(1381)،جامعه شناسی توسعه، تهران ، نشر کلمه

2 - گیلیس ودیگران(1385)،اقتصاد توسعه،ترجمه :غلامرضا آزاد ارمکی، تهران ،نشر نی

3 - عظیمی ، حسین(1384) ، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، تهران، نشر نی

 



[1]- need for achievement  

+ نوشته شده توسط ولی اله رستمعلی زاده در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 11:53 |

 

 یک پارادایم جدید توسعه، در حال شکل گیری است. منظور من از واژه پارادایم، الگویی منسجم از مفاهیم، ازرش ها، روش ها و اقداماتی است که پشتوانه یکدیگر و مستعد کاربرد فراگیرند. برخی از مقوله های جدید این پارادایم ، قدیمی هستند و مدتی ، بخشی از تفکر توسعه بوده اند . در این جا معنای خاصی از جدید بودن ، مد نظر است، به این صورت که آن چه تا کنون جریا ن ها و گرایش ها ی مجزا بوده است. در الگویی واضح تر و نیرومند تر گرد هم می آیند. پارادایم های قدیمی توسعه خواسته های برآورده نشده بسیاری بر جای گذاشته اند ( چمبرز، 1381: 15).

این پارادایم توسعه ای دارای خواستگاه، تجارب مثبت و منفی است که شکل گیری این پارادایم تا حدودی از این تجربه ها حاصل می شود.

در جنبه منفی، سابقه طولانی شکست های رهیافت های نخست - آخر در مورد مردم فقیرتر ، به ویژه روستاییان فقیرتر، وجود دارد. البته نیازی نیست که فهرستی از این شکست ها را به دست دهم. شواهد کافی در دست است که سوگیری های نخست آخر، که دارای جنبه های گوناگون شهری، صنعتی، سرمایه  بر، متمرکز و فن آوری های پیشرفته هستند و به صورت از بالا به پایین برنامه ریزی شده اند، اغلب فقرا را از قلم می اندازند یا وضعیت آنان را بدتر می کنند. خدمات درمانی ، پژوهش های کشاورزی ایستگاهی، سازمان های شبه دولتی ، تعاونی ها ، تجهیزات کشاورزی مشمول یارانه ، طرح های اعتباری که از مرکز اداره می شوند - این ها و بسیاری دیگر از طرح های ابتکاری - به سود افرادی است که کمتر فقیرند.

در جنبه مثبت بسیاری از تجارب حاکی از نتایج مشابهی هستند . این تجارب موارد زیر را در بر می گیرند: طرح های بهداشتی - طرح بهداشت برای همه متعلق به سازمان بهداشت جهانی و طرح نمودارهای رشد، رهیدراسیون دهانی، تغذیه از شیر مادر و ایمنی سازی متعلق به یونیسف - هر دو در پی آنند که به مردم فقیر ، به ویژه زنان و کودکان  دست یابند و آن ها را توانمند کنند; رهیافت های پیشرو در پژوهش های کشاورزی که در آن ها تلاش می شود تا کشاورزان فقیر بتوانند اولویت های پژوهشی را شناسایی کنند.

و در مقام همکاران در فرایند توسعه فن آوری ها همچنان ابتکار عمل را در دست داشته باشند: طرح های ابتکاری سازمان های داوطلبانه و دولت برای شتاب بخشیدن به شکل گیری گروه هایی که پس از پدید آمدن تقاضای موثر خود را مطرح می کنند: و این موضوع که مردم به هنگام تسلط به منابع و کنترل محیط زیست خود، بیش از ان چه انتظار می رود، به فکر منافع خود هستند. با این حال شاید مهمترین و تاثیر گذارترین تجربه ، تجربه جنوب و جنوب شرقی آسیا در زمینه طرح های ابتکاری بوده که ایده رهیافت فرایند یادگیری برای توسعه را پدید آورده است ( همان، 32 -31).

هم چنین اعتقاد مکتبی برخی از صاحب نظران توسعه به این مسئله که اختیار دادن به مردم فقیر و تسلط بیش از پیش آن ها بر سرنوشت خود درست است (چمبرز، 1378). 

پارادایم جدید توسعه در چهار سطح است که با هم در تعامل هستند:

1.      هنجار ساز

2.      مفهومی

3.      تجربی

4.      عملی

- سطح هنجار ساز ، سطحی ساده است: توسعه باید مردم مدار باشد. مردم قبل از اشیاء قرار دارند مردم فقیر در جایگاهی قبل از مردم فقیرتر قرار دارند. صحیح است که آخری ها ( فقرا) را در جایگاه نخست قرار داده و اولویت را از آنها یی بدانیم که محروم تر هستند یعنی فقرا ، کسانی که دارای ضعف جسمانی هستند، قشرهای آسیب پذیر ، افراد منزوی و ناتوان - و به آن ها کمک کنیم تا شرایط خود را تغییر دهند.

بنابراین ، سطح هنجار ساز در حکم پشتوانه دگرگون و معکوس سازی حرفه ای گرایی جدید است. زنان پیش از مردان و کودکان قبل از بزرگ سالان قرار می گیرند. افراد ضعیف تر ، مهمتر از قدرتمندان به شمار می آیند . حرفه ای ها در حکم یاد گیرندگان هستند و نه متخصصان ، و در این میان ، فقرا در مقام معلمان عمل می کنند (همان ، 33).

در سطح هنجار ساز تکیه بر یادگیری از مردم فقیر و اولویت بخشی به فقرا دارد و در پی ساختن آسایشی است که فقرا در نظر دارند یعنی دگرگون سازی ارزش هایی متعارف حرفه ای در مورد توسعه روستایی و این که از چه هنجارهایی باید پیروی کنند و این که اولویت های فقرا چیست .

- سطح مفهومی 

در سطح مفهومی توسعه حرکتی به سوی جلو در مسیری واحد نیست. بلکه فرایند انطباق پیوسته ، حل مشکل و استفاده از فرصت ها در شرایط دشوار است. علیت پیچیده و به صورت دوری یا چرخه ای است و نه ساده و خطی. توسعه، حرکت به سوی هدفی ثابت نیست ، بلکه فرایند انطباق پیوسته است که منظور از آن به حداکثر رساندن آسایش در شرایط متغیر است. (چمبرز، 1381، 33).

در این سطح از پارادایم جدید توسعه ای از لحاظ تجربی چهار عنصر قابل اثبات وجود دارد.

1.      شرایط متنوع و پیچیده اند.

شرایط زندگی در نقاط مختلف جهان متنوع است و هر منطقه ای دارای انواع بهره برداری های متنوع کشاورزی است.

2.      سرعت تغییر در حال شتاب است.

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه تغییرات بوم شناختی بی سرو صدا در حال شتاب بوده است. سرعت تغییرات در عصر حاضر بسیار بالا است و تغییرات اجتماعی و اقتصادی نسبت به گذشته سرعت بیشتری یافته است

3.      روستاییان فقیر آگاه هستند.

در این روزها ، دانش فنی بومی از ارج و قرب بیشتری برخوردار است. این دانش نه تنها به دلیل اعتبار و فایده بلکه به علت آن که بخشی از قدرت فقرا است، ارزشمند به شمار می آید. دانش فنی بومی در مورد تنوع و پیچیدگی محلی ، بسیار مستدل است ، یعنی درست در همان زمینه ای که اطلاعات بیگانگان اندک است. به هنگام تغییرات سریع، امتیازهای دانش فنی بومی نسبت به دانش بیگانگان بیشتر مشخص می شود.

4.      روستاییان قادر به سازماندهی خود - متکی هستند.

این نوع عمومیت بخشیدن خام، جهان شمول نیست، اما شواهد بسیاری در دست است که نشان می دهد روستاییان، بیش از آن چه اکثر بیگانگان بنا به ذهنیت خود باور دارند، توانایی سازماندهی خود - متکی هستند.

-         سطح عملی

سطح عملی این پارادایم ، سه سطح دیگر را در هم می آمیزند. رهیافت عملی در قبال توسعه، مجموعه ای از معکوس سازی ها را در بر می گیرند، نه تنها معکوس سازی حرفه گرایی متعارف بلکه معکوس کردن گرایش های مرکز گرای متعارف. در این جا منظور اصلی این پارادایم، تمرکز زدایی و توانمند سازی است. تمرکز دایی بدین معناست که منابع و قدرت تصمیم گیری واگذار می شود، یا به بیانی ، جریان های درون سو و فرا سوی منابع و افراد بر عکس می شود. معنای توانمند سازی این است که مردم، به ویژه مردم فقیر ، توان این را می یابند که کنترل بیشتری به زندگی خود داشته باشند و با در دست داشتن دارایی های مولد، به منزله عناصری اساسی، بهتر امرار معاش کنند. تمرکز زدایی و توانمند سازی این امکان را فراهم می آورد تا مردم محلی از پیچیدگی های متنوع شرایط خویش بهره گیرند و خود را با تغییرات سریع انطباق دهند ( چمبرز، 1381، 35).

تمرکز زدایی، توانمند سازی، انطباق با پیچیدگی و بهره گیری از آن ، با روشن ترین و متقاعد کننده ترین شرحی که کورتن ها و باگادیون از جنبه های عملی پارادایم به دست می دهند، سازگاری دارد و در واقع بخشی از آن است. دیوید کورتن دو رهیافت متضاد تفضیلی و یادگیری را برای توسعه مفروض داشته است. این دو رهیافت تا حد زیادی ناظر بر همان حرفه گرایی متعارف و جدید هستند، جز آن که حرفه گرایی جدید توجه آشکار تری نسبت به افراد دارد. ( همان ).

 

جدول 1 مقایسه  رهیافت تفضیلی و رهیافت فرآیند یادگیری در توسعه روستایی

 

رهیافت تفصیلی

رهیافت فرآیند یادگیری

ایده ها در کجا شکل می گیرد

            پایتخت

          روستا

گام های نخست

گرد آوری داده ها و برنامه ریزی

آگاهی و اقدام

         طراحی

ایستا، به دست متخصصان

در حال تکامل، با دخالت مردم

سازمان پشتیبانی کننده

موجود است، یا سازمانی از نوع بالا به پایین ایجاد می شود.

سازمانی از نوع پایین به بالا ایجاد می شود که به طور افقی گسترش می یابد.

     منابع اصلی

منابع مالی مرکزی و تکنیسین های مرکزی

مردم محلی و دارایی های آن ها

آموزش و توسعه کارکنان

کلاس درس، آموزش

یادگیری میدانی از طریق عمل

         اجرا

سریع، گسترده

تدریجی، محلی، همگام با مردم

   دل مشغولی مدیریت

هزینه کردن بودجه ها، پایان به موقع پروژه ها

پیشرفت پایدار و عملکرد پایدار

      محتوای عمل

     استاندارد شده

          متنوع

       ارتباطات

عمودی: دستورها برای زیر دستان صادر، و گزارش ها برای افراد مافوق ارسال می شود

افقی: یادگیری متقابل و سهیم شدن در تجربه ها

          رهبری

     سمتی، متغیر

   شخصی، پایدار

        ارزشیابی

     بیرونی، منقطع

   درونی، پیوسته

          خطا

    پوشانده می شود

   پذیرفته می شود

          اثرات

     ایجاد وابستگی

     توانمند سازی

          مرتبط با

   حرفه گرایی متعارف

  حرفه گرایی جدید

منبع: اقتباس ازDavid Korten

 

پارادایم جدید توسعه صرفاً پدیده ای جهان سومی نیست. این پارادایم با سایر حرکت های موجود در کشور های ثروتمند هم پوشانی دارد و با آن ها همنوا می شود. راه حل های مشکلات بیکاری در جهان ثروتمند و راه حل های معضلات بخش های مرکزی رو به زوال در شهرهای کشورهای ثروتمند - به عنوان مراکزی که پوسیده و منحط هستند - باید مانند راه حل های مشکلات کشورهای جهان سوم، در تمرکز زدایی، توانمند سازی، دخیل کردن اجتماعات و فرایند های یادگیری جستجو شود. برای مثال معکوس سازی یادگیری یا به بیانی، یادگیری از بهره وران و کارکردن همراه با آنان یکی از کلیدهای از نو کشف شده ای است که راه گشای کسب و کار است و همچنین، برای توسعه ضد فقر ضرورت دارد. (چمبرز، 1381، 38).

پارادایم جدید توسعه پارادایمی است که برگرفته از توسعه روستایی است و از این طریق وارد حوزه های دیگر مانند روابط بین المللی ، جریان های نامطلوب تجاری، سیاست کشورهای توسعه یافته و کشورهای جهان سوم و غیره نیز شده است.

میزان موفقیت پارادایم جدید توسعه برای مشکلاتی که طرح های توسعه قبلی با آن گرفتار بوده اند به روند واژگون سازی ارزش های حرفه ای و اولویت قراردادن آخر- نخست[1]ها در اول وجود دارد. به گونه ای که ارزش های حرفه ای متعارف یعنی تفکر، ارزش ها ، روش ها و رفتارهای حاکم بر حرفه ها و رشته ها که نمایانگر سوگیری به سمت « مرکز» یا نخستین ها است باید دگرگون شود. همچنین پارادایم Last first یعنی فراگیری از فقرا، تمرکز سازی، توانمندی، ابتکار محلی و تنوع در کارها را باید به روستاییان آموخت.

این پارادایم توسعه عمده مشکلات پارادایم های توسعه ای قبلی را در اصول حاکم بر ساختار حرفه ای ها می داند و آن قرائت های متعارفی که از توسعه و روستا توسط حرفه ای ها یا مصلحان روستایی ارائه می گردد. پارادایمی که محوریت در آن براساس مرکزی یا نخست بوده است و در آن قدرت، ثروت، دانش و حرفه گرایی رابطه تنگاتنگی با هم دارند.

علاوه بر این پارادایم جدید از دیگر مشکلات توسعه را سمت گیری به سوی نخستین ها، یعنی شهرها، منابع، فن آوری های پیشرفته ، مردان و کمی کردن را که ارج می نهند و به اشیاء و نیازها و علایق ثروتمندان می پردازند. می داند و در مقابل آن اولویت بخشی به فقرا را Last- first را پیشنهاد می کند.



[1] .Last - frist

۱- چمبرز، رابرت (1381)، چالش با حرفه ها، سلسله انتشارات روستا و توسعه، تهران نشر ا