اگر بخواهیم خط سیری بر آثار هابرماس بکشیم بیشتر آثار هابرماس حول موضوع کنش و آن هم کنش ارتباطی است کنش ارتباطی، کنشی است که در حوزه عمومی جامعه رخ می دهد جایی که به وسیله سلطه، قدرت، ایدئولوژی و مشروع سازی ها به حوزه ای تبدیل شده است که کنش ارتباطی آزاد و رها از سلطه در آنجا نمی تواند اتفاق افتد، جایی که چنین کنشی یعنی کنش ارتباطی رها از سلطه نتواند انجام بگیرد مردم در یک حالت شبه انسانی به سر می برند چرا که برای رسیدن به انسان مدرن یک تعامل ارتباطی آزاد لازم است تا در آنجا بر مبنای استدلال و خرد بر تمام هنجارها و قوانین وضع شده به وسیله حکومت مباحثه گردد و در نتیجه برای آنها تفاهمه پدید آید. اگر پیوستاری از تمامی آثار هابرماس بکشیم به جایی رهنمون خواهیم شد که باعث به وجود آمدن یک جامعه یوتوپیایی که در آن افکار آزادانه رد و بدل شوند و مبنای تمامی قوانین بشری تفاهمه باشد یعنی کنش ارتباطی آزاد و رها از سلطه.
از سوی دیگرنظریه کنش ارتبا طی بر آزادی بیان و اندیشه به عنوان مبنای مشارکت مردم. در موضوعات عمومی تاکید دارد. بر این اساس بیان آزادانه و اظهار اندیشه ها بن مایه تشکیل حوزه عمومی است. اما به نظر ما نکته قابل توجه دراستفاده از نظریه کنش ارتباطی به عنوان یک نظریه توسعهاهمیت قایل شدن این نظریه به چگونگی و کیفیت بیان و اظهار نظر است.
انسانها می توانند آزاد باشند و بدون هیچ محدودیت و اجباری حرف بزنند اما مادامی که شرایط خاصی بر گفتمان انها حاکم نباشد ازادی بیان و اندیشه ها نمی تواند به توسعه بیانجامد.
از این منظر، نظریه کنش ارتباطی، نظریه های توسعه را با افزودن عنصر جدیدی بنام عقلانیت ارتباطی به معادلات نظری توسعه، تکمیل می کند.
هابرماس در 1980 میلادی با کوشش های جدیدش در مورد نظریه کنش ارتباطی این امکان را قبل از همه برای مردم به عنوان شهروندان یک جامعه وسپس برای نظریه پردازان توسعه فراهم آورد که به مو ضو عات عمیقتری به عنوان عوامل توسعه بیاندیشند وبا شعار ازادی بیان وغاندیشه فریب نخورند. طبق بیان هابر ماس تنها نوع مبا حثه ای گفتگو می تواند به توسعه منجر شود. مباحثه شکلی از گفتگو است که که طی ان افراد در مورد موضوعی عمومی به انتقاد از یکدیگر می پردازند تا در نهایت به توافق دست یا بند. در واقع مشاجره / منا قشه یا مکا لمه صرف، پیرامون موضوع نمی تواند به توسعه حوزه عمومی و نهایتاً به تو سعه جامعه منجر شود. آنچه که مباحثه را از سایر اشکال گفتگو متمایز می سازد، مبتنی بودن آن بر عقلانیت ارتباطی است که توان توجیه ادعا را به مدعی می دهد.

