تبليغاتX
ترجمان

یورگن هابرماس اندیشمند معاصر آلمانی و در ردیف جامعه شناسان انتقادی است. این جامعه شناس متاخر منتقد بیشتر در سنت جامعه شناسی مارکسیستی کارکرده است. با این تفاوت که همانند همفکران خود(در موسسه مطالعات اجتماعی فرانکفورت)کسانی چون مارکوزه، آدرنو و ... بیشتر توجه خود را صرف روبنای فرهنگی کرده است. کارهای هابرماس همسو با نظریه مارکسیستی است، چراکه مارکس برای تحلیل جامعه سرمایه داری تاکید بیشتر بر زیر بنای اقتصادی که مشخصه آن کار یعنی کنش انسان با طبیعت است دارد ولی هابرماس در تحلیل خود  به کنش ارتباطی یعنی کنش انسان با انسان پرداخته است. مارکس بر کار خلاقه یعنی پراکسی تاکید دارد ولی هابرماس بر کنش ارتباطی و زبان در ساختن کنش ها تاکید دارد.

اگر بخواهیم خط سیری بر آثار هابرماس بکشیم بیشتر آثار هابرماس حول موضوع کنش و آن هم کنش ارتباطی است کنش ارتباطی، کنشی است که در حوزه عمومی جامعه رخ می دهد جایی که به وسیله سلطه، قدرت، ایدئولوژی و مشروع سازی ها به حوزه ای تبدیل شده است که کنش ارتباطی آزاد و رها از سلطه در آنجا نمی تواند اتفاق افتد، جایی که چنین کنشی یعنی کنش ارتباطی رها از سلطه نتواند انجام بگیرد مردم در یک حالت شبه انسانی به سر می برند چرا که برای رسیدن به انسان مدرن یک تعامل ارتباطی آزاد لازم است تا در آنجا بر مبنای استدلال و خرد بر تمام هنجارها و قوانین وضع شده به وسیله حکومت مباحثه گردد و در نتیجه برای آنها تفاهمه پدید آید. اگر پیوستاری از تمامی آثار هابرماس بکشیم به جایی رهنمون خواهیم شد که باعث به وجود آمدن یک جامعه یوتوپیایی که در آن افکار آزادانه رد و بدل شوند و مبنای تمامی قوانین بشری تفاهمه باشد یعنی کنش ارتباطی آزاد و رها از سلطه.

از سوی دیگرنظریه کنش ارتبا طی بر آزادی بیان و اندیشه به عنوان مبنای مشارکت مردم. در موضوعات عمومی تاکید دارد. بر این اساس بیان آزادانه و اظهار اندیشه ها بن مایه تشکیل حوزه عمومی است. اما به نظر ما نکته قابل توجه دراستفاده از نظریه کنش ارتباطی به عنوان یک نظریه توسعهاهمیت قایل شدن این نظریه به چگونگی و کیفیت بیان و اظهار نظر است.

انسانها می توانند آزاد باشند و بدون هیچ محدودیت و اجباری حرف بزنند اما مادامی که شرایط خاصی بر گفتمان انها حاکم نباشد ازادی بیان و اندیشه ها نمی تواند به توسعه بیانجامد.

از این منظر، نظریه کنش ارتباطی، نظریه های توسعه را با افزودن عنصر جدیدی بنام عقلانیت ارتباطی به معادلات نظری توسعه، تکمیل می کند.

هابرماس در 1980 میلادی با کوشش های جدیدش در مورد نظریه کنش ارتباطی این امکان را قبل از همه برای مردم به عنوان شهروندان یک جامعه  وسپس برای نظریه پردازان توسعه فراهم آورد که به مو ضو عات عمیقتری به عنوان عوامل توسعه بیاندیشند وبا شعار ازادی بیان وغاندیشه فریب نخورند. طبق بیان هابر ماس تنها نوع مبا حثه ای گفتگو می تواند به توسعه منجر شود. مباحثه شکلی  از گفتگو است که که طی ان افراد در مورد موضوعی عمومی به انتقاد از یکدیگر می پردازند تا در نهایت به توافق دست یا بند. در واقع مشاجره / منا قشه یا مکا لمه صرف، پیرامون موضوع نمی تواند به توسعه حوزه عمومی و نهایتاً به تو سعه جامعه منجر شود. آنچه که مباحثه را از سایر اشکال گفتگو متمایز می سازد، مبتنی بودن آن  بر عقلانیت ارتباطی است که توان توجیه  ادعا را به مدعی می دهد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط ولی اله رستمعلی زاده در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 15:25 |

توسعه وآزادی

 

چنان که گل، همه عمرش مسخر شادی است

تمام پویه انسان به سوی آزادی است

 

توسعه همپایه آزادی است یعنی بی گمان توسعه در جایی نمود پیدا خواهد کرد که آن جامعه برخوردار از یک سری آزادی ها باشد. آزادترین کشورها توسعه یافته ترین کشورها هستند ولی این گفته به این معنا نیست که لزوماً همیشه این چنین است. چه آزادی یک شرط لازم استد ولی شرط کافی نیست.

در حال حاضر و در دنیای مدرن یکی از اهداف و وعده های دولت ها رسیدن به رفاه و توسعه پایدار  در همه زمینه ها است. در جهانی که ما در آن به سر می بریم ارتقای کیفیت زندگی و رفاه انسا ن ها و  نیل به رشد و توسعه اقتصادی از جمله و نمونه های وعده کشور هاست. در این راستا، هر یک از کشورها و به ویژه کشورهای جهان سوم به تدوین راه برد و خط مش ویژه ای  همت گماشته اند.در این میان ،موفقیت بیشتر از ان کشورهایی بوده است که در تدوین این راهبردها و تصمیم سازیهای مهم در باب این موضوع متکی به مشارکت مردم بوده اند  زمینه را برای نقش آفرینی اعضای جامعه به عنوان افرادی مسئول وآکاه فراهم ساخته اند. مشارکت مردم وایجاد زمینه برای نقش آفرینی مستلزم ایجاد نهادهایی است که این نهادها در سایه دموکراسی وآزادی محقق می شوند.طرح هاوبرنامه هایی که همراه بامشارکت مردم انجام می گیرنددرجه بالایی از موفقیت را با خود دارند. اگر در تدوین برنامه ها و هدف های اجتماعی،اقتصادی سنجش اولویت آنها بر اساس نظر سنجی مردم انجام گیرد.افراد جامعه آشنایی بیشتری با طرح ها،برنامه ها و همچنین اولویت این طرح ها و برنامه ها دارند.مردم درک بهتر و گستر ده تری از اولویتها ونیازمندیهای خود دارند و راهکارهای ملموس تری برای حل مسائل خود،یعنی راهکارها یی که بدور از ایده های متخصصان خارج از گود و به واقعیت نزدیک تر است،دارند.

فرصت برای مشارکت مردم نیازمند تحقق دموکراسی است.آزادی با خود توسعه می آوردو توسعه ،آزادی.یعنی مسئله ای که در این میان بیش از هر چیز دیگر اذهان را به خود مشغول داشته است رابطه میان آزادی و توسعه و تاثیر و تاثرات متقابلی است که این دو پدیده بر یکدیگر بر جا می گذارند،از یک سو،توسعه اقتصادی بهره مندی بیشتر افراد جامعه از امکانات و تسهیلات رفاهی،آموزشی،بهداشتی و غیره را به ارمغان می اوردو موجب گسترش آگاهی در میان مردم می گردد و از سوی دیگر،آزادی از رهگذر ایجاد همکان مشارکت در فراییند توسعه باعث بسط و گسترش عدالت اجتماعی و بر خورداری برابر افراد از امکانات و فرصت ها  می گردد،رهبران و مسئولان را در برابر مردم پاسخگو می گرداند و مانع گسترش فساد اقتصادی در اجتماع می گردد.

فرایند توسعه آزادی هایی از قبیل آزادی های مشارکت سیاسی،آزادی دادوستد،فرصت های دسترسی به آموزش وخدمات درمانی برای همگان را می طلبد همچنان که این آزادیها افرادی مسئول، آشنا به وظایف خود وعدالت محور بوجود می آورند که برای تحقق توسعه تاثیرات به سزایی دارد.  

قسمتی از این آورده بر گرفته از کتاب توسعه یعنی آزادی آمارتیاسن به ترجمه نائینی از نشر نی است.

+ نوشته شده توسط ولی اله رستمعلی زاده در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 12:13 |