این پارادایم توسعه ای دارای خواستگاه، تجارب مثبت و منفی است که شکل گیری این پارادایم تا حدودی از این تجربه ها حاصل می شود.
در جنبه منفی، سابقه طولانی شکست های رهیافت های نخست - آخر در مورد مردم فقیرتر ، به ویژه روستاییان فقیرتر، وجود دارد. البته نیازی نیست که فهرستی از این شکست ها را به دست دهم. شواهد کافی در دست است که سوگیری های نخست – آخر، که دارای جنبه های گوناگون شهری، صنعتی، سرمایه بر، متمرکز و فن آوری های پیشرفته هستند و به صورت از بالا به پایین برنامه ریزی شده اند، اغلب فقرا را از قلم می اندازند یا وضعیت آنان را بدتر می کنند. خدمات درمانی ، پژوهش های کشاورزی ایستگاهی، سازمان های شبه دولتی ، تعاونی ها ، تجهیزات کشاورزی مشمول یارانه ، طرح های اعتباری که از مرکز اداره می شوند - این ها و بسیاری دیگر از طرح های ابتکاری - به سود افرادی است که کمتر فقیرند.
در جنبه مثبت بسیاری از تجارب حاکی از نتایج مشابهی هستند . این تجارب موارد زیر را در بر می گیرند: طرح های بهداشتی - طرح بهداشت برای همه متعلق به سازمان بهداشت جهانی و طرح نمودارهای رشد، رهیدراسیون دهانی، تغذیه از شیر مادر و ایمنی سازی متعلق به یونیسف - هر دو در پی آنند که به مردم فقیر ، به ویژه زنان و کودکان دست یابند و آن ها را توانمند کنند; رهیافت های پیشرو در پژوهش های کشاورزی که در آن ها تلاش می شود تا کشاورزان فقیر بتوانند اولویت های پژوهشی را شناسایی کنند.
و در مقام همکاران در فرایند توسعه فن آوری ها همچنان ابتکار عمل را در دست داشته باشند: طرح های ابتکاری سازمان های داوطلبانه و دولت برای شتاب بخشیدن به شکل گیری گروه هایی که پس از پدید آمدن تقاضای موثر خود را مطرح می کنند: و این موضوع که مردم به هنگام تسلط به منابع و کنترل محیط زیست خود، بیش از ان چه انتظار می رود، به فکر منافع خود هستند. با این حال شاید مهمترین و تاثیر گذارترین تجربه ، تجربه جنوب و جنوب شرقی آسیا در زمینه طرح های ابتکاری بوده که ایده رهیافت فرایند یادگیری برای توسعه را پدید آورده است ( همان، 32 -31).
هم چنین اعتقاد مکتبی برخی از صاحب نظران توسعه به این مسئله که اختیار دادن به مردم فقیر و تسلط بیش از پیش آن ها بر سرنوشت خود درست است (چمبرز، 1378).
پارادایم جدید توسعه در چهار سطح است که با هم در تعامل هستند:
1. هنجار ساز
2. مفهومی
3. تجربی
4. عملی
- سطح هنجار ساز ، سطحی ساده است: توسعه باید مردم مدار باشد. مردم قبل از اشیاء قرار دارند مردم فقیر در جایگاهی قبل از مردم فقیرتر قرار دارند. صحیح است که آخری ها ( فقرا) را در جایگاه نخست قرار داده و اولویت را از آنها یی بدانیم که محروم تر هستند یعنی فقرا ، کسانی که دارای ضعف جسمانی هستند، قشرهای آسیب پذیر ، افراد منزوی و ناتوان - و به آن ها کمک کنیم تا شرایط خود را تغییر دهند.
بنابراین ، سطح هنجار ساز در حکم پشتوانه دگرگون و معکوس سازی حرفه ای گرایی جدید است. زنان پیش از مردان و کودکان قبل از بزرگ سالان قرار می گیرند. افراد ضعیف تر ، مهمتر از قدرتمندان به شمار می آیند . حرفه ای ها در حکم یاد گیرندگان هستند و نه متخصصان ، و در این میان ، فقرا در مقام معلمان عمل می کنند (همان ، 33).
در سطح هنجار ساز تکیه بر یادگیری از مردم فقیر و اولویت بخشی به فقرا دارد و در پی ساختن آسایشی است که فقرا در نظر دارند یعنی دگرگون سازی ارزش هایی متعارف حرفه ای در مورد توسعه روستایی و این که از چه هنجارهایی باید پیروی کنند و این که اولویت های فقرا چیست .
- سطح مفهومی
در سطح مفهومی توسعه حرکتی به سوی جلو در مسیری واحد نیست. بلکه فرایند انطباق پیوسته ، حل مشکل و استفاده از فرصت ها در شرایط دشوار است. علیت پیچیده و به صورت دوری یا چرخه ای است و نه ساده و خطی. توسعه، حرکت به سوی هدفی ثابت نیست ، بلکه فرایند انطباق پیوسته است که منظور از آن به حداکثر رساندن آسایش در شرایط متغیر است. (چمبرز، 1381، 33).
در این سطح از پارادایم جدید توسعه ای از لحاظ تجربی چهار عنصر قابل اثبات وجود دارد.
1. شرایط متنوع و پیچیده اند.
شرایط زندگی در نقاط مختلف جهان متنوع است و هر منطقه ای دارای انواع بهره برداری های متنوع کشاورزی است.
2. سرعت تغییر در حال شتاب است.
در بسیاری از کشورهای در حال توسعه تغییرات بوم شناختی بی سرو صدا در حال شتاب بوده است. سرعت تغییرات در عصر حاضر بسیار بالا است و تغییرات اجتماعی و اقتصادی نسبت به گذشته سرعت بیشتری یافته است
3. روستاییان فقیر آگاه هستند.
در این روزها ، دانش فنی بومی از ارج و قرب بیشتری برخوردار است. این دانش نه تنها به دلیل اعتبار و فایده بلکه به علت آن که بخشی از قدرت فقرا است، ارزشمند به شمار می آید. دانش فنی بومی در مورد تنوع و پیچیدگی محلی ، بسیار مستدل است ، یعنی درست در همان زمینه ای که اطلاعات بیگانگان اندک است. به هنگام تغییرات سریع، امتیازهای دانش فنی بومی نسبت به دانش بیگانگان بیشتر مشخص می شود.
4. روستاییان قادر به سازماندهی خود - متکی هستند.
این نوع عمومیت بخشیدن خام، جهان شمول نیست، اما شواهد بسیاری در دست است که نشان می دهد روستاییان، بیش از آن چه اکثر بیگانگان بنا به ذهنیت خود باور دارند، توانایی سازماندهی خود - متکی هستند.
- سطح عملی
سطح عملی این پارادایم ، سه سطح دیگر را در هم می آمیزند. رهیافت عملی در قبال توسعه، مجموعه ای از معکوس سازی ها را در بر می گیرند، نه تنها معکوس سازی حرفه گرایی متعارف بلکه معکوس کردن گرایش های مرکز گرای متعارف. در این جا منظور اصلی این پارادایم، تمرکز زدایی و توانمند سازی است. تمرکز دایی بدین معناست که منابع و قدرت تصمیم گیری واگذار می شود، یا به بیانی ، جریان های درون سو و فرا سوی منابع و افراد بر عکس می شود. معنای توانمند سازی این است که مردم، به ویژه مردم فقیر ، توان این را می یابند که کنترل بیشتری به زندگی خود داشته باشند و با در دست داشتن دارایی های مولد، به منزله عناصری اساسی، بهتر امرار معاش کنند. تمرکز زدایی و توانمند سازی این امکان را فراهم می آورد تا مردم محلی از پیچیدگی های متنوع شرایط خویش بهره گیرند و خود را با تغییرات سریع انطباق دهند ( چمبرز، 1381، 35).
تمرکز زدایی، توانمند سازی، انطباق با پیچیدگی و بهره گیری از آن ، با روشن ترین و متقاعد کننده ترین شرحی که کورتن ها و باگادیون از جنبه های عملی پارادایم به دست می دهند، سازگاری دارد و در واقع بخشی از آن است. دیوید کورتن دو رهیافت متضاد تفضیلی و یادگیری را برای توسعه مفروض داشته است. این دو رهیافت تا حد زیادی ناظر بر همان حرفه گرایی متعارف و جدید هستند، جز آن که حرفه گرایی جدید توجه آشکار تری نسبت به افراد دارد. ( همان ).
جدول 1 مقایسه رهیافت تفضیلی و رهیافت فرآیند یادگیری در توسعه روستایی
|
|
رهیافت تفصیلی |
رهیافت فرآیند یادگیری |
|
ایده ها در کجا شکل می گیرد |
پایتخت |
روستا |
|
گام های نخست |
گرد آوری داده ها و برنامه ریزی |
آگاهی و اقدام |
|
طراحی |
ایستا، به دست متخصصان |
در حال تکامل، با دخالت مردم |
|
سازمان پشتیبانی کننده |
موجود است، یا سازمانی از نوع بالا به پایین ایجاد می شود. |
سازمانی از نوع پایین به بالا ایجاد می شود که به طور افقی گسترش می یابد. |
|
منابع اصلی |
منابع مالی مرکزی و تکنیسین های مرکزی |
مردم محلی و دارایی های آن ها |
|
آموزش و توسعه کارکنان |
کلاس درس، آموزش |
یادگیری میدانی از طریق عمل |
|
اجرا |
سریع، گسترده |
تدریجی، محلی، همگام با مردم |
|
دل مشغولی مدیریت |
هزینه کردن بودجه ها، پایان به موقع پروژه ها |
پیشرفت پایدار و عملکرد پایدار |
|
محتوای عمل |
استاندارد شده |
متنوع |
|
ارتباطات |
عمودی: دستورها برای زیر دستان صادر، و گزارش ها برای افراد مافوق ارسال می شود |
افقی: یادگیری متقابل و سهیم شدن در تجربه ها |
|
رهبری |
سمتی، متغیر |
شخصی، پایدار |
|
ارزشیابی |
بیرونی، منقطع |
درونی، پیوسته |
|
خطا |
پوشانده می شود |
پذیرفته می شود |
|
اثرات |
ایجاد وابستگی |
توانمند سازی |
|
مرتبط با |
حرفه گرایی متعارف |
حرفه گرایی جدید |
منبع: اقتباس ازDavid Korten
پارادایم جدید توسعه صرفاً پدیده ای جهان سومی نیست. این پارادایم با سایر حرکت های موجود در کشور های ثروتمند هم پوشانی دارد و با آن ها همنوا می شود. راه حل های مشکلات بیکاری در جهان ثروتمند و راه حل های معضلات بخش های مرکزی رو به زوال در شهرهای کشورهای ثروتمند - به عنوان مراکزی که پوسیده و منحط هستند - باید مانند راه حل های مشکلات کشورهای جهان سوم، در تمرکز زدایی، توانمند سازی، دخیل کردن اجتماعات و فرایند های یادگیری جستجو شود. برای مثال معکوس سازی یادگیری یا به بیانی، یادگیری از بهره وران و کارکردن همراه با آنان یکی از کلیدهای از نو کشف شده ای است که راه گشای کسب و کار است و همچنین، برای توسعه ضد فقر ضرورت دارد. (چمبرز، 1381، 38).
پارادایم جدید توسعه پارادایمی است که برگرفته از توسعه روستایی است و از این طریق وارد حوزه های دیگر مانند روابط بین المللی ، جریان های نامطلوب تجاری، سیاست کشورهای توسعه یافته و کشورهای جهان سوم و غیره نیز شده است.
میزان موفقیت پارادایم جدید توسعه برای مشکلاتی که طرح های توسعه قبلی با آن گرفتار بوده اند به روند واژگون سازی ارزش های حرفه ای و اولویت قراردادن آخر- نخست[1]ها در اول وجود دارد. به گونه ای که ارزش های حرفه ای متعارف یعنی تفکر، ارزش ها ، روش ها و رفتارهای حاکم بر حرفه ها و رشته ها که نمایانگر سوگیری به سمت « مرکز» یا نخستین ها است باید دگرگون شود. همچنین پارادایم Last first یعنی فراگیری از فقرا، تمرکز سازی، توانمندی، ابتکار محلی و تنوع در کارها را باید به روستاییان آموخت.
این پارادایم توسعه عمده مشکلات پارادایم های توسعه ای قبلی را در اصول حاکم بر ساختار حرفه ای ها می داند و آن قرائت های متعارفی که از توسعه و روستا توسط حرفه ای ها یا مصلحان روستایی ارائه می گردد. پارادایمی که محوریت در آن براساس مرکزی یا نخست بوده است و در آن قدرت، ثروت، دانش و حرفه گرایی رابطه تنگاتنگی با هم دارند.
علاوه بر این پارادایم جدید از دیگر مشکلات توسعه را سمت گیری به سوی نخستین ها، یعنی شهرها، منابع، فن آوری های پیشرفته ، مردان و کمی کردن را که ارج می نهند و به اشیاء و نیازها و علایق ثروتمندان می پردازند. می داند و در مقابل آن اولویت بخشی به فقرا را Last- first را پیشنهاد می کند.
[1] .Last - frist
۱- چمبرز، رابرت (1381)، چالش با حرفه ها، سلسله انتشارات روستا و توسعه، تهران نشر ارغنون
۲- چمبرز، رابرت(1378)، جابجایی الگوها و شیوه کار پژوهش و توسعه مشارکتی، ترجمه: عبدالرسول مرتضوی، روستا و توسعه، سال3، شماره4-3

