نظریات انسان محور توسعه
مرز ميان پارادايم جديد و قديم توسعه جايگزيني محوريت انسان در توسعه به جاي محوريت فن آوري در طي دهه هاي گذشته است.چرا كه بدون شك براي رسيدن به توسعه انسان محور شرايطي لازم است.
برای تحقق یافتن اهداف توسعه اقتصادی، انسانهایی مورد نیازند که ذهن و نگرش آنها متحول شده باشد ، اگر قرار است پایه های علمی و فنی تولید ، امروزین شوند ، آدمهایی که قرار است این کار را محقق کنند ، باید از وضعیت کنونی خود متحول شوند و ذهنیت مناسب داشته باشند.(عظیمی،1384، 177 ) . آموزش نیروی انسانی به دلیل آنکه ممکن است در اجتماعی تر شدن روابط افراد موٌثر باشد بسیار مورد توجه است، بطوریکه تفکر در مورد نحوه استفاده از نیروی انسانی برای پیشبرد توسعه در سالهای اخیر به نحو چشم گیری دگرگون شده است. (گیلیس و... ،1385، 378 )، از مطرح ترین حوزه های نظری در این دیدگاه توسعه ،حوزه نظریه های نوسازی روانی است، نظریه پردازان این حوزه واحد تحلیل و مطالعه خود را در سطوح میانی و عمدتاٌ فردی قرار داده اند. به عبارتی واحد تحلیل آنها نظام های شخصیتی افراد در جوامع سنتی و مدرن است. نظریه پردازان این حوزه نقطه شروع نوسازی را در نوسازی انسان و نظام شخصیتی او می بینند و معتقدند که با تحقق نو سازی و نو شدن انسان سایر جنبه های نوسازی یعنی نوسازی اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و فرهنگی ظهور پیدا می کند. ایشان متمرکز بر کنش ها و رفتار های فردی و بین فردی در سطوح خرد و میانی هستند .(ازکیا،1381، 107). در این حوزه میتوان از صاحبنظرانی چون دلنیل لرنر ،اینکلس واسمیت، مک کله لند ، هیگن وراجرز نام برد.
تمامی این صاحبنظران بر نقش غیر قابل انکار فرد و آگاهی فردی در فرایند توسعه اذعان و از ایجاد آگاهی و آماده سازی افراد برای پذیرش فرایند توسعه به عنوان اصلی ترین عامل توسعه یاد می کنند. از جمله لرنر معتقد است یکی از مهمترین عناصر و متغیر هایی که در ظهور تحرک ذهنی و آمادگی روا نی انسان ها برای نو شدن موثر است بسط و گسترش رسانه های جمعی است.
اینکلس می گوید:«خصوصیت بر جسته انسان نو دو جنبه دارد ، یکی داخلی و دیگری خارجی ،یکی به محیط وی مربوط می شود و دیگری به وجهه نظر ها و ارزشها احساسات او »(مایرون، 1354، 119) وی در ادامه در کنار عواملی چون آموزش و پرورش، و... از وسایل ارتباط جمعی به عنوان یکی از پر اهمیت ترین معیار ها در ساخت انسان مدرن نام می برد. همچنین مک کله لند که دیدگاهش در ادبیات توسعه و نوسازی کراراٌ مورد استفاده قرار گرفته است از عاملی با عنوان نیاز به موفقیت[1] یاد می کند که به کیفیت انجام کارها توسط افراد مختلف اشاره دارد. هیگن هم با اشاره به ویژگی های فردی سعی در تبیین توسعه نیافتگی دارد.
منابع
1 - ازکیا، مصطفی(1381)،جامعه شناسی توسعه، تهران ، نشر کلمه
2 - گیلیس ودیگران(1385)،اقتصاد توسعه،ترجمه :غلامرضا آزاد ارمکی، تهران ،نشر نی
3 - عظیمی ، حسین(1384) ، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، تهران، نشر نی

